حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
553
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
سلسلهاى را ريخت كه بعدها بر فارس نيز استيلا يافتند و ايشان تا سال 795 استقلال و شوكتى داشتند ؛ 4 - خاندان اينجو يعنى فرزندان امير شرف الدّين محمود شاه كه اگرچه از مدّتى قبل از رحلت ابو سعيد در فارس و مضافات حكومت ميكردند ولى استقلال ايشان از تاريخ 742 يعنى از تاريخى شروع مىشود كه شيخ ابو اسحاق پسر محمود شاه ملك اشرف چوپانى را از آن شهر راند و خود مستقلّ شد . اين سلسله نيز بقتل شيخ ابو اسحاق در 758 خاتمه يافت . 5 - سربداريان كه در 738 در سبزوار رايت استقلال برافراشتند و از اين تاريخ تا 788 در آن نواحى حكومتى محدود داشتند . غير از اين پنج سلسله كه بعد از ابو سعيد خان در ايران ظهور كردند يك عدّه امراى ديگر هم در هرات و فارس و كرمان و يزد و لرستان از قبل از استيلاى مغول حكومتهاى محلّى نيمه مستقلّ داشتند كه چون نسبت بايلخانان خاندان چنگيزى از در اطاعت درآمدند مغول ايشان را از ميان برنداشتند و از اين سلسلهها بعضى در ايّام سلطنت ايلخانان از ميان رفتند و بعضى ديگر تا دورهء فترت بعد از ابو سعيد باقى ماندند . مشهورترين اين سلسلهها بقرار ذيلند . [ امراء نيمه مستقل ] 1 - اتابكان سلغورى يا اتابكان فارس ، 2 - اتابكان لرستان ، 3 - اتابكان يزد ، 4 - قراختائيان كرمان ، 5 - آل كرت در هرات بايد دانست كه اين سلسلهها هيچكدام اهميّت سياسى و اقتدار ملكى مهمّى بهم نرساندهاند بلكه غالب اعتنائى كه باحوال ايشان مىشود بمناسبت دخالتى است كه در تاريخ ادبيّات ايران و تربيت اهل علم و ادب داشتهاند و اگر آثار و نوشتههاى